خانم ویولت همه جایزههای وبلاگستان مال شما!
گوناگون آذر ۶م. ۱۳۸۷, ۸:۲۰ب.ظقضیه از اینجا شروع شد که نیما اکبرپور در پستی به یه سری صحبتهایی که در مورد مسابقه دویچه وله و تقلب در نتایجش شده بود اعتراض کرد.صحبتهایی که از وبلاگ ویولت و کامنتهاش شروع شده بود.
کم پیش اومده بود وبلاگ ویولت رو بخونم اما زیاد ازش شنیده بودم.برام جای تعجب بود که نویسنده این وبلاگ برای همچین مسابقهای بخواد نه به عصیان بلکه به هر وبلاگ دیگهای تهمت تقلب بزنه.
در پستی که ویولت بعدا اصل قضیهشو پاک کرد (که خطاب به نیما اکبرپور گفته بود بهتره اینقدر سریع تقلب نکنی چون داوران میفهمن) کامنتی گذاشتم به این مضمون:
متاسفم.نوشتن همچین پستی واقعا زشت بود.یه مسابقه آبکی این قدر ارزش نداره.انتظار نداشتم همچین نوشتهای رو اینجا ببینم.
و الان دیدم از این پست ورودی برای وبلاگ من اومده.لینک رو باز کردم واز جوابی که گرفته بودم واقعاً شوکه شدم.اینم جوابی که خانم ویولت به کامنت من دادن:
از نوشته زشتتر!!!!!!!!!!!!!!!!! (که من زشتی درش نمی بینم)کار تعدادی کاسه لیس امثال شماست
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان
شما بگید کجای نوشته من ایراد داشت که اینطور در جوابش توهین بشنوم؟خانم ویولت این مسابقه واقعا اینقدر برای شما ارزش داره؟
البته حتما خیلی ارزش داره که خوابشو میبینید٬ پستهای آخر شما در مورد این مسابقه است و بنر مسابقه رو بالای وبلاگ گذاشتید:
بعد من تو خواب با خودم فکر کردم من با روزی ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ بار بازدید همش ۱۱۳ تا رای داشتم؟
خانم عزیز با این مسابقه به هیچ جا نمیرسید.این مسابقه این قدر ارزش نداره که به دیگران توهین کنید.فکر میکنید به عنوان وبلاگ اول هم انتخاب بشید با این رفتار زشت شما کسی شما رو برترین وبلاگنویس وبلاگستان فارسی میدونه؟
پاسخ شما به کامنتهایی که چیزی جز عزیزم دوستت دارم و عزیزم بیشتر بنویس و عزیزم آپم و … بوده نشون میده شما چقدر انتقادپذیر هستید.نمونه دیگه کامنت فواد:
متاسفم برات ویولت جان، خیلی جدی گرفتی قضیه رو، تا حدی که تهمت میزنی. مطمئن باش این حرکتت توی رای داورها تاثیر میذاره چون در انتخاب نهایی مهم رای هیئت داورانه و رای کاربران سهم ناچیزی داره. گفتم که این نکته رو بدونی اگر به انتخابهای سالهای قبل توجه نداشتی. بعدآ با توکا نیستانی نخوره توی ذوقتون
و جوابش:
فواد جان!!
چقدر بده آدم هر مزخرفی خواست بگه یه جان بچسبونه اولش ها
منم متاسفم برای شما خوانندگانی که اینقدر فهیمانه و کورکورانه فقط به صرف اینکه یه چیزی گفته باشیدو شاید صدآفرین تحویل بگیرید حاضرید هر کیسه آشغالی رو بذارید دم درخونه همسایه
ممنون از یادآوری نکته ات مدنظرم نگه میدارم که درچار شوک نشم
دوست شما هم اگه اینقدر بهش برخورده کاشکی در ظرف دو روزی که همه این اتفاقات افتاد یه تکذیبیه می نوشت تا متحمل!!!بار انتقاد و تهمت نمی شد…باور کن این ساده ترین و کم خرج ترین راه بود
فواد عزیز هم اینجا در این مورد نوشته.در مورد پاسخ زشتی که ویولت به کامنتش داده بود.
دوستان حتما در این مسابقه به وبلاگ ویولت رای بدید شاید انتخاب بشه و عطش این خانم برای انتخاب شدن از بین بره و از این به بعد اگر در مسابقهای کاندید شدن رفتار مناسبتری از خودشون نشون بدن!
متاسفم برای خودم و دیگر دوستان وبلاگنویسم که دوست داشتیم ویولت رو در جمع خودمون ببینیم و همین طور افسوس میخورم به حال وبلاگستانی که وبلاگنویس برترش ویولت باشه!
نوشتههای دوستان دیگر در این زمینه:
راه من: تازه به دوران رسیدهای با برچسب وبلاگنویس
بلاگنوشت: ویولت عزیز لطفاً معذرت خواهی کن


















آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۸ ب.ظ
به هر حال هر کسی مشکلاتی داره و این مشکلات باعث میشن گاهی آمپر بزنه بالا. کلا از جماعت ضعیفه هم انتظار بیشتری هم نمیره (الان همه وبلاگستان می ریزن سر من
)) )
پاسخ به کامنت
چشم غمگین
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
حالت خوشه؟
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۹ ب.ظ
از دست تو مازیار
)
پاسخ به کامنت
vivavida
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۱ ب.ظ
مازیار
))))) دمپایی ابری خیس از طرف بانوان به سمتت شوت خواهد شد
)))
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۸ ب.ظ
نخست یه چیزی :
حرف نخست واژه نخست رو جا انداخته ای گویا .
ببخشید البته .
می رم بقیه پست رو بخونم .
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
آره درست شد.مرسی.
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۹ ب.ظ
به قوا توئیت خودم: نمیدونم چرا هر کی به جایی میرسه همه اصالت و موقعیت فعلیشو به باد فنا میده. /:)
پدرام شاید به قول بچه ها گربه یا پیشی منظورش بوده >:D<
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۱ ب.ظ
بستگی داره به جایی رسیدن رو چی تعریف کنیم.
پاسخ به کامنت
چشم غمگین
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۹ ب.ظ
تو اینترنت به جایی رسیدن یعنی چی ؟ همون
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
درست شد چرا یهو ؟!
این وبلاگت جن داره … ؟!
نکنه خودتی !
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۶ ب.ظ
چون درستش کردم
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۰ ب.ظ
اوه چه زشت
چه بد
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۰ ب.ظ
پستتو خوندم و به عنوان یک ضعیفه متاسف شدم به خاطر چنین واکنشی از طرف اون خانوم . راستش به نظرم حرمت وبلاگ نویسی داره از بین می ره .
من اینجا نیستم که تقدسی قائل شم برای امری به نام وبلاگ نویسی .
ولی مساله ای هست :
ارتباط حرمت داره . نفس ارتباط . حالا به هر شکل که می خواد باشه . وبلاگ نویسی هم به عنوان یک وسیله ارتباطی از این قاعده مستثنی نیست . ارتباط وبلاگ نویس با خواننده ، ارتباط وبلاگنویس با دیگر وبلاگ نویس ها و مهم تر و بالاتر از همه : ارتباط وبلاگ نویس با خودش .
به نظرم باید نخست ببینیم برای چی و کی می نویسیم و بعد دست به کیبرد شیم . اگر در درجه نخست برای خودمون بنویسیم و بعد ، مخاطب ، خوب مشکلی پیش نمی آد .
فکر می کنم مساله زمانی بغرنج می شه که همه انرژیمونو برای مخاطب بذاریم و برای اون بنویسیم . اون زمان هست که بسیاری از فاکتورهایی که برای وبلاگ نویس های دسته نخست خیلی حائز اهمیت نیست ، اهمیت بسیار زیادی پیدا می کنن و خوب ، احتمالا موجب بروز برخی کنش ها و واکنش ها می شن .
به هر حال و به نظر من ، این مساله نباید موجب می شد که تو انرژی نگارش یه پست رو واسش بذاری . هر چند خوب اینجا حیاط خلوت توست و هر چی بخوای در اون می نویسی . ولی خوب ، فکر می کنم با همین تجربه هاست که آدم به شناخت می رسه از پیرامونش .
امیدوارم از این پس کنش ها و واکنش های کمتری از این دست ، در وبلاگستان شاهد باشیم .
پیروز باشی دوست من .
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۴ ب.ظ
واقعاً موافقم که چنین موضوعاتی ارزش پست نوشتن ندارن.کامنت اون پست هم بسته شده بود وگرنه همون جا مینوشتم.از اونجایی که اصلا دوست ندارم حرف تو دلم بمونه و نمیخواستم این خانم فکر کنه چون به گفته خود n هزار بازدید کننده داره میتونه به هر کس که قربون صدقهش نره توهین کنه نوشتم!
پاسخ به کامنت
Atousa
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
Man faghat moteassefam ke Afra khanoom nami! be khodeshoon goftan ZAEEIFEH!!!! haminnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۷ ب.ظ
کل مطلب رو خوندم. اصلا فکر نمی کردم یک مسابقه به این سادگی باعث بشه که وبلاگستان فارسی این جوری به هم بخوره! اصلا فکر نمی کردم ویولت همچین کاری رو بکنه. شاید هم انتخاب شدن وبلاگ این خانم به عنوان مقام نخست تو مسابقات اخیر بانوان وبلاگنویس باعث شده دست به انجام همچین کاری بزنه. شاید…
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۴ ب.ظ
ویولت پتانسل مینی مالیست شدن رو داره ، به جون خودم ! داره حروم میشه !
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۱ ب.ظ
اسمایلی موافقت با مازیار
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۵ ب.ظ
ای بابا! میشود شما بگی این جماعت جو گیر کجای کارشان درست است؟ میشود یک مثال برای من بیاوری؟ اون از زهرایشان که کولاک است و هر روز یک چیزی میگووید و ورژن مونث حسین درخشان است که خودش را اسطورهای دارد و این هم از ویولت. خوب چه میشود کرد، شاید اینها غصه دارند که جایزه را نبرند؟ بابا دوستان یک پولی جمع کنید و همین جایزهها را برایشان بخرید.
در ضمن این را فراموش نکنیم که ما ایرانیها شدیداً خود بزرگبین هستیم. به ویولت و حامیانش پیشنهاد میدهم که اگر میشود یک دقیقه سر کوچهیشان بیاستند و از هر کسی رد میشوند بپرسند من و اماس را میشناسی یا نه؟ یا اگر میخواهند بپرسند اصلاً وبلاگ چیست؟
حالم از این دیدگاههای بچه گانه به هم میخورد. الحق که کمانگیر راست گفته بود وبلاگستان پایین و بالا. دقیقاً این جماعت وبلاگنشینهای بالای شهر هستند که فقط خودشان را آدم میدانند و بس! ما هم بچههای جنوب که از دار دنیا یک دومین و هاست ۲۰۰ مگی داریم!
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۰ ب.ظ
LIKE
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ب.ظ
خیلی جالبه این خانم به دوتا از بلاگهایی که من میخونم گیر داده!
حتما وقتی توی مسابقهی پرشینبلاگ اول شده خیلی جو گیر شده.
یکی اینو از خواب بیدار کنه.
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۲ ب.ظ
همینه دیگه من همیشه گفتم بعضیا جنبه ی اینکه به یه جایی برسن ندارن حالا اینیکیش هنوز به جایی نرسیده جنبشو از دست داد … چه بی ادب … :-O
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۴ ب.ظ
وقتی می بینم که دویچه وله حرکتی به این زیبایی آغاز کرده (هر چند با عیب و نقص ولی دیگران بیایند و بهترش را ارایه دهند) و حال برخی از آنهایی که وبلاگشان رفته بالا این گونه جوگیر می شوند، به حال وبلاگستان افسوس می خورم. البته این ویژگی وبلاگی ها نیست که وبلاگستان آینه جامعه ایرانی است. در آنجا نیز این چیزها را در مقیاس بزرگتر می بینیم.
نه حرکت و سخنان نیما اکبربور درست بود و نه حرفهای ویولت که هر دو نشان گر ظرفیت پایین به گونه ای متفاوت است.
البته این مسابقه هر سال بهتر و بهتر می شود و وبلاگهای بهتر بالا خواهند آمد.
شاد باشید،
نویدار
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۹ ب.ظ
حیرت و افسوسمان ناید به لفظ
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۴ ب.ظ
کامنت امین ثابتی رو یک بار دیگه به جای کامنت من بخون! راستی فهیمانه یعنی چی؟ شبیه فحش نیست اصلا! ~O)
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۸ ب.ظ
دقیقا.به دو تا کامنت خیلی زشت جواب داده بود.نه تنها این بخش فهیمانه بلکه کل بخشی که بولد کردم توهین بود.به هر کس که گفته بود این مسابقه ارزش این خالهزنک بازیها رو نداره!
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۵ ب.ظ
وای علامت دبیان رو اومد! ای جان >:D<
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۲ ب.ظ
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۶ ب.ظ
بابا ول کنید این جماعت را! اینها همین کارها را میکنند که مشهور شوند! اگر مانند کاری که با حسین درخشان شد با وی هم انجام دهیم کارش تمام است. آقا این همه به شعور من و شما در ایران توهین شده، حالا اینم روش! اشکالی داره؟
)
Don’t Worry, Be Happy
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۴ ب.ظ
اوه متاسفم !
من اصلا اینارو نخونده بودم ! یعنی وقتی رسیدم که این چیزا پاک شده بود
خیلی متاسف شدم ….
درسته کارش زشت بوده
حرفاش خیلی زشت تر
متاسفانه
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
[...] احترام بیش از حدی قائل بودهام. همانطور که پدرام در این مطلب همه چیز را نوشته است. متاسفم که بعضیها به دوران [...]
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۹ ب.ظ
انصافا بد شده داستان.
پاسخ به کامنت
آذر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۲ ب.ظ
با تاکید رو کامنت افرا عرض کنم که من در این ماجرا فقط این مطلب شما رو خوندم و مطمئنا هم با چیزایی که اینجا نوشتید شما رو محق میدونم که دلگیر بشید , اما با بیخیال شدن ماجرا بوی گند ماجرا رو در نمی آوردید. چون یحتمل بیشتر خوانندگان و بلاگر ها خودشون با خوندن مطالب ویولت قضیه میاد دستشون , لازم نبود که قضیه بیشتر از این مطرح بشه. چون نمای قشنگی نداره و بحث رو اینجور مطالب باعث ناراحتی شما و من و همه ی دوستان میشه
شاد باشید ~O)
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۹ ق.ظ
حق با شماست.در پاسخ به کامنت افرا هم نوشتم اگر کامنتهای همون پست باز بود همون جا مینوشتم ولی وقتی اون جواب رو دیدم نتونستم هیچی نگم و ساکت بشینم.اصلا دوست ندارن حرفمو نزنم.برای همین این پستو نوشتم!
پاسخ به کامنت
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۸ ق.ظ
پرسپولیس سروره استقلاله
) اسمایلی کامنت غیرمرتبط
پاسخ به کامنت
مازیار
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
لایک لایک
))
پاسخ به کامنت
امین ثابتی
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۵ ب.ظ
دقیقاً…
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۴ ب.ظ
لایک
)
پاسخ به کامنت
فؤاد
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۱ ب.ظ
میلاد جان، دوست عزیز برای این کارها رومهای مخصوصی در نظر گرفته شده، نکنه میخوای وبلاگ پدرام رو هم تبدیل به چتروم کنی
)
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۷ ب.ظ
نکنید بابا.سرور من که سرور جیمیل نیست
)
پاسخ به کامنت
مجید
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۳ ب.ظ
بیشین بابا حالا که استقلال بالا سر شما هست!
))))))))))))))))) اسمایلی رفتن رو اعصاب پدرام!
پاسخ به کامنت
ارسلان اورچین هفت
پاسخ:
آذر ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۴ ب.ظ
~O) ~O) ~O) ~O) ~O) ~O) ~O) ~O)
>-
>-
اول بچه ها نفری یه فنجان چای بخوری
بعد باید قبول کنی که < :-P پرسپولیس سرور استقلال هستش - :)>-
پاسخ به کامنت
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۳ ق.ظ
سلام دوست عزیز من تازه با اوبونتو آشنا شدم ولی توی همین مدت کوتاه هم به اون خیلی علاقه پیدا کردم شاید من رو به خاطر هم داشته باشید سابقآ برای شما نظر گذاشته ام اگرم نظری نذاشتم در عوض از مطالب مفیدتون سود بردم.به هر حال خوشحال می شم الان که تازه وبسایت راه انداختم با شما هم مثل خیلی از دوستان دیگه تبادل لینک کنم البته من الان در ابتدای راه هستم با این حال یه سری به وبلاگ من بزنید ببینید نظرتون چیه. سپاسگزارم حسن زاده
p.s. راستی چون فورم تماس با ما (یا من!) رو پیدا نکردم از قسمت نظرات استفاده کردم.
p.s. 2 اصلا” همین الان شما رو لینک کردم.با اسم “وبلاگ اوبونتو” ببینید اسمش مناسب هست یا نه.
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۳ ب.ظ
خواهش میکنم دوست عزیز.لینک شما اضافه شد.البته وبلاگ اوبونتو رو به اوبونتو بلاگ تغییر بدید بهتر میشه.
خوشحالم که به زودی یک وبلاگ خوب در زمینه زبان انگلیسی خواهیم داشت.
پاسخ به کامنت
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۴ ق.ظ
[...] انتقاد داشتند، اشاراتی شد ( + + + + ). پدرام نیز در پی بخشیدن همه جوایز وبلاگستان به ویولت، توضیحاتی درباره آنچه که گذشت، ارائه داد. فواد نیز در [...]
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۳ ب.ظ
[...] : خانم ویولت همه جایزه ها برای شما : [...]
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۸ ب.ظ
پدرام جان لینک اصلاح شد.خواهش می کنم من هم سعی می کنم که همینطور که شما می گی وبلاگ خوبی بشه
>-
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۷ ب.ظ
ممنونم.حتما همین طور میشه.
پاسخ به کامنت
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۰ ب.ظ
[...] در وبلاگ Ubunto Blog نظری را در مورد ماجرای توهین ویولت به چند تن از [...]
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۵ ب.ظ
نچ نچ نچ نچ ! قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! من از خانم ویولت انتظار نداشتم یعنی هیچکی انتظار نداشت ولی نکته اینجاست که پدرام این وبلاگ واقعاً ۳۵۰۰ یا ۴۵۰۰ تا بازدیدکننده داره اون هم تو هر روز!
دعوا نگیری! اون جکیچانه ها!
دیدی گفتم باید پست برشگتت رو میزدی اژدها وارد میشود!
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۱ ق.ظ
مگه من گفتم نداره؟داشته باشه.۱۰۰ هزار تا داشته باشه.نوش جونش.ولی بازدید بالا به هیچ کس مجوز توهین به دیگرانو نمیده!
پاسخ به کامنت
مجید
پاسخ:
آذر ۹م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۳ ب.ظ
گوجه جوون منظورم و نگرفتی میگم واقعً اینقدر که میگه بازدید کننده داره! اون هم یه وبلاگ شخصی! یارو همچین میگه انگار ما ها وبلاگنویسی حالیمون نمیشه که یه وبلاگ یه موضوعش چقدر بازدید داره! اه!
اسمایلی هاگ >:D<
پاسخ به کامنت
آذر ۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۴ ب.ظ
پدرام دقت کردی! تو از پر جنجال ترین وبلاگ های ایرانی رو داری؟؟
)
)
پاسخ به کامنت
آذر ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۹ ب.ظ
من یه چی بگم؟اون روزی که ویولت اون پستو زد رفتم که براش کامنت بزارم بعد دیدم به شما ها این جواب ها رو داده کلن بیخیال شدم.چون ترسیدم به منم یه چی بگه اصن در شانه یه آدم نیست و براش هم به شدت متاسف شدم.واقعیتش فکر می کردم که شما ها هم اون جواب ها رو دیدید و عکس العملی نشون ندادید کلی حال کردم با هاتون.اما الان این پست ها …..:( من نمی گم کار ویولت درست بوده اما خدائیش این طور جو سازی کردن هم کار صحیحی نیست.حق دارید ناراحت باشید اما ویولت با این طرز صحبتش خیلی از خواننده های واقعی و کسانی که دوسش داشتن رو از دست داد.شاید بهتر بود یکی بهش این موضوع رو یاد آوری کنه.این طور پست زدن ها و هیجنانی تصمیم گرفتن ها و نوشتن ها بد تر جو رو خراب می کنه.و باید همیشه در نظر داشته باشیم ویولت حتی اگر دشمن خونی ما هم باشه باز هم یه بیماری عصبی خطرناک داره و ما مسئولیم اگر بخوایم با هیجان دادن و عصبی کردن جو و اینکه از خودمون دفاع کنیم یکی رو به مرز … برسونیم. من چون شما ها رو دوست دارم و به عنوان یه دوست دارمم این صحبتو می کنم.چون فکر می کنم آدم های مغروری نبودید و نیستید و امیدوارم هیچ وقت نباشید.قصدمم نصیحت و نا ظم بازی نیست.ببخشید خیلی زیاد شدد.حالا هم بیخیال و دس دس دس
پاسخ به کامنت
پدرام
پاسخ:
آذر ۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۸ ق.ظ
مریم جان من دو بار دیگه هم تو همین کامنتها گفتم.ویولت کامنتهای اون پست رو بست.اگر این کارو نکرده بود من همون جا جواب میدادم و قضیه تموم میشد.اما کامنتها رو بست و منم واقعا عصبانی بودم.باید یه جا حرفمو میزدم.چون در جواب یه تذکر ساده بدجوری توهین کرده بود.خودتو بذار جای ما.اگر این نسبتها رو بهت میدادن بیخیال میشدی و هیچی نمیگفتی؟
حتی بعد از این کارش نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه دوباره یه سری نیش و کنایه زد.
بیماری یا هر چیز دیگهای نمیتونه دلیل توهین به دیگران باشه.ضمن این که توی این پستها هیچ گونه جو سازی نبود.تو نوشتههای من اگر چیزی بر خلاف حقیقت دیدی و یا اغراق و بزرگنمایی دیدی حق داری اما من چیزی جز حقیقت ننوشتم و نوشتم چون نمیتونستم به سادگی از کنار این قضیه بگذرم.
الان هم که اون جوابهای زشتو میخونم واقعا عصبانی میشم.چون واقعا دلیلی نمیبینم این طوری بهم توهین بشه.به قول خودت این حرفا در شان آدم نیست.این خانم باید متوجه میشد که حق نداره به هر کسی که دوست داره بیدلیل توهین کنه.مطمئنم که از این به بعد حداقل تو کامنتهاش سعی میکنه بفهمه چی میگه.اگر به سادگی و بدون تذکر از این قضیه میگذشتیم امثال ما هم ۴ روز دیگه این حرفای زشت رو میشنیدن.
به هر حال قضیهای بود که گذشت.اگر خطایی از ما سر زده امیدوارم به بزرگی خودت ببخشی.
پاسخ به کامنت