پس از منتشر شدن ایمیل ویولت تصمیم داشتم فقط یک پینوشت کوچک به پست آخر اضافه کنم.با فواد صحبت کردم و تصمیم گرفتیم پستی مشترک بنویسیم و این قضیه رو تموم کنیم:
همیشه برای صادق عزیز احترام زیادی قائل بودیم. در مورد قضیهای که این چند روز درباره مسابقه دویچه وله پیش آمد صادق پستی با عنوان ویولت عزیز لطفاً معذرت خواهی کن نوشت. در فاصلهی کوتاهی خانم ویولت ایمیلی نوشتند که در بلاگنوشت منتشر شد.
این قضیه را تمام شده فرض کرده بودیم. اما نکاتی در این ایمیل جلب توجه میکرد. لازم دیدیم نکاتی را یادآور شویم:
و دوستانی!!! چون پدرام یا فواد به خودشون اجازه دادند از وبلاگ عصیان بدوند بیان تو وبلاگ من کامنت بگذارن و برای من اظهار تاسف کنن بدون اینکه بدونند اصل ماجرا چیه.چرا؟چون آقای عصیان شما با رندی سکوت پیشه کرد و پست مذکور را حذف نکرد.
۱- ما انتظار عذرخواهی نداشتیم. اما انتظار هم نداشتیم دوباره کنایه بشنویم. ما نه دوستی با شما داریم نه دشمنی. معنی سه علامت تعجب آخر دوستان رو مشخص کنید.
۲- متاسفانه آشنایی ما با نیما اکبرپور فقط به وبلاگش مربوط میشود و آشنایی بیشترمان در حد سلام و علیکی در فرندفید بود. عصیان ما به چه معناست؟چرا فکر میکنید هر کس که در مورد این قضیه بر خلاف شما نظر داده باید اجیر شده نیما باشد؟
۳- هر کس که در راستای نوشته شما کامنت گذاشته محترم است اما کسی که بر خلاف شما چیزی گفته باید این جمله “بدوند بیان تو وبلاگ من” را به او نسبت بدهید و لقب کاسهلیس بگیرد و حرفایش حکم کیسهی زباله را داشته باشد؟
۴- کامنت ما پیش از حذف تهمت شما به وبلاگ عصیان بود. پس هنوز شما ایمیلی با نیما رد و بدل نکرده بودید که جریان عوض شود و ما اصل ماجرا را ندانیم. ضمن این که اتفاقات که پشت پرده به خواننده مربوط نمیشوند. خواننده در مورد چیزی نظر میدهد که میخواند!
کار این افراد وقتی فقط نگاهشون به نوریه که یک طرف جسم را روشن کرده و نه همه اون رو…
اگه شما من رو واقعا می شناسید باید بدونید که تو این ۵ سال نوشتن و با وجود معروفیت و محبوبیت به هیچ عنوان وارد هیچ باندی نشدم و با هیچ بلاگری اصطکاک یا برخوردی نداشتم و این نشون دهنده اینه که دنبال شر نیستم…………پس چطور این افراد اینقدر راحت به خودشون اجازه میدن اظهار تاسف کنند؟
۵- ابراز تاسف فقط برای این بود که شما مسابقه سادهای را که ما خودمان هم یکی از شرکتکنندگان آن هستیم اینقدر جدی گرفتهاید که به دیگران تهمت میزنید که تقلب میکنند. پادکست آق فری و شرکا به مدت یک هفته در صدر بهترین پادکستها بود اما در هفتهی آخر پادکست روسی به یکباره بالا آمد و پادکست آق فری و شرکا در ردهی چهارم قرار گرفت. پس بدانید که ما خودمان از کم و کیف مسابقه مطلعیم و جابجایی ناگهانی آراء را در این مسابقه حس کردهایم. دلیل نمیشود که هر کس از مسابقه نمینویسد و تبلیغ خودش را نمیکند در جریان اتفاقات آن نباشد. روز اول رایگیری وبلاگ الیزه با ٣۵ درصد آراء در صدر بود.
۶- خانم ویولت، متاسفانه و یا خوشبختانه، ما خودمان را وبلاگنویس معروف و محبوبی به شمار نمیآوریم، ما فقط وبلاگنویسیم. اگر مخاطبینی داریم فقط و فقط به خاطر لطفی است که آنها به وبلاگ ما دارند. آمار و ارقام فقط نشان دهندهی میزان بازدید و مطالعهی مخاطبین است، میزان محبوبیت ترازوی آماری ندارد.
این جوابیه برای شخص شماست اونم چون شخصا براتون احترام قائلم…اگه حرفهام منطقیه هرجور صلاح میدونید قضیه رو جمع کنید…این هم میگذره مثل همه چیزهایی که تا بحال گذشته.
۷- از این که برای ما و تمام خوانندگانی که این نوشتهها را دنبال کردند احترام قائل بودید و به همه پاسخ دادید از شما سپاسگزاریم.
این داستان از نظر ما تمام شده و قضاوت بر عهده خوانندگان است.
پینوشت: در مورد این کامنت این خانم هم فقط باید بگم متاسفم:
صادق عزیز
من تو ایمیلم هم ذکر کردم که بعد رد و بدل شدن دو ایمیل رفع کدورت شد
ولی اشتباهمون این بود که این رو علنی نکردیم و همین شد دستاویزی برای دیگران
مجددا ممنونم از حسن نظرت که تنها کسی بودی که بی غرض به موضوع نگاه کردی
جوگیری هم بد دردیه.متاسفم!
















